سنت دانلود

مرکز دانلود اسلامی اهل سنت
جستجو در سایت
اندرويد

نرم افزار «تعبیر خواب اهلسنت» برای اندروید

 

😍پس از زحمت های فراوان آماده شد! ورژن جدید!!!

یکی نرم افزار های پر در خواست کاربران عزیز سنی بوک پس از زحمات فراوان اماده شد!

این تعبیر خواب علاوه بر طراحی زیبا و کیفیت بالا برگرفته از چندین بخش مهم می باشد:

*تعبیرخواب بخشی: براساس بخش و قسمت اشیاء و اجسام می باشد مثل بخش حیوانات یا بخش غذاها یا بخش میوه ها سوره ها…

*تعبیرخواب حروفی: این بخش تعبیرخواب براساس حروف الفبای فارسی میباشد میتوانید به راحتی با دانستن حرف اول کلمه خواب خود را نگاه کنید.

*حکایات: در قسمت تعبیر خواب بخشی باتوجه باهرقسمت موضوع آن داستان خواب های بزرگانی که ان ها را تعبیرنموده اند است که خیلی جالب می باشد.

*جستجو: با کلید جستجو میتوانید خواب خود را جست و جو نمایید.

*راهنما: در این بخش اصول تعبیر خواب را از قرآن و سنت و قیاس روشن میسازد و بیان میکند چه خواب هایی اساس دارند و چه خواب هایی بی اساس هستند.

این کامل ترین تعبیرخواب اهلسنت می باشد زیرا برگرفته شده از سه کتاب معتبر تعبیرخواب اهلسنت گرفته شده است که غیراین ها دیگر کتبی نمی باشد.


 

مشخصات کتاب

  • نام برنامه: تعبیر خواب اهلسنت
  • سازنده: سنی بوک
  • حجم: 2 مگابایت
  • بازنشر: سنت دانلود
  • لینک دانلود (برای دانلود کلیک کنید)

دیدگاه‌های کاربران (13)

  • سلام‌من‌خیلی‌نگرانم‌لطفا‌یکی‌بهم‌بگه‌
    خواب‌دیدم‌من‌دارم‌از‌کنار‌یه‌باغ‌رد‌میشم‌که‌‌فامیلامون‌
    و‌همسایه‌هامون‌دارن‌دعوا‌میکنن‌بعد‌من‌رفتم‌جلو‌و‌
    گفتم‌خاک‌تو‌سرتون‌اینجا‌چه‌خبره‌بعد‌یکی‌از‌فامیلامون‌
    گفت‌بابات‌ماشین‌سنگین‌‌سوار‌شده‌و‌فرار‌کرده‌دویدم‌
    دیدم‌بابام‌پیداش‌نیست‌‌بعد‌رفتم‌یکم‌جلو‌تر‌داخل‌یه‌
    خونه‌که‌وارد‌شدم‌بابام‌رو‌لخت‌دیدممن‌بابامو‌لختش‌رودیدم‌بخدا‌خیلی‌اعصابم‌خرابه‌کمکم‌کنید‌و‌بعد‌یه‌زنه‌اونجا‌بود‌
    بابابام‌دعوا‌کردم‌گفتم‌تو‌به‌
    مامانم‌خیانت‌کردی‌‌بعد‌زنه‌منو‌مسخره‌میکرد‌‌من‌‌تو‌خواب‌
    یه‌لحظه‌احساس‌کردم‌که‌‌بابام‌همیشه‌اینجا‌میاد‌دزدکی‌
    بعد‌‌رفتم‌از‌خونه‌بیرون‌بابام‌ناراحت‌بود‌
    بعد‌بیرون‌رو به‌رو‌خونه‌چند‌نفر‌‌نشسته‌بودن‌جلو‌یه‌خونه‌
    یکی‌از‌اونا‌صدام‌کرد‌گفت‌چی‌شده‌بعد‌همون‌‌زنه‌که‌با‌بابام‌بود‌دم‌در‌بود‌میخندید‌گفتم‌بابام‌با‌این‌زنه‌رابطه‌داره‌یهو‌همه‌با‌
    تعجب‌نگاه‌کردن‌‌بعد‌دلم‌به‌حال‌پدرم‌سوخت‌گفتم‌
    ابروش‌میره‌‌باز‌گفتم‌شوخی‌کردم‌یکم‌جلو‌تر‌رفتم‌بابام‌اومد‌
    دنبالم‌نمیدونم‌چی‌می‌گفتم‌ولی‌ناراحت‌بود‌‌ویه‌چیزای‌
    میگفت‌که‌من‌درست‌متوجه‌نشدم‌داشتم‌میرفتم‌که‌همون‌کسایی‌که‌‌داشتن‌بابابام‌دعوا‌میکردن‌باز‌دوباره‌اومدن‌می‌خواستن‌بابامو‌بزنن‌‌که‌من‌از‌بابام‌دفاع‌میکردم‌و‌هر‌کسی‌که‌جلو‌میومد‌من‌میزدم‌بعضیا‌عقب‌کشیدن‌بعضیا‌میخواستن‌گولم‌بزنن‌و‌از‌پشت‌حمله‌کنن‌که‌یهو‌یه‌مرده‌خوش‌تیپ‌که‌نمیشناختمش‌اومد‌که‌حمله‌کنه‌منم‌زدمش‌بعد‌گفت‌کاریش‌ندارم‌به‌بابام‌سلام‌کرد‌ومی‌خندید‌احوال‌پرسی‌میکرد‌که‌یهو‌داداشم‌هم‌اومد‌‌داداشم‌داشت‌به‌بابام‌نزدیک‌میشد‌و‌من‌رو‌صورتش‌دستمو.گذاشتم‌و‌هولش‌دادم‌یهو‌خیلی‌ناراحت‌شد‌اشک‌تو‌چشماش‌جمع‌شد‌
    راستی‌من‌همه‌اونایی‌که‌تو‌خواب‌به‌بابام‌حمله‌میکردن‌رو‌هم‌میشناختم..خواهشن‌کمکم‌کنید

ثبت دیدگاه